ای گل خوشبوی بهار ، ای یرنگی  ، ای پرده اسرار  ، ای جهت   ، ای راه

تو گواه بی نظیر بیداری ، تو سترگ   دست در دست من دادی ،تو بهانه  ، تو نیاز

تو همان شوق  پر شور گناه ، تو دلیل راه و مقصد کلامی ، تو خدای پر توان و پاکی

تو شهادتینی  ، تو  همان  دین  خدایی ،   تو شریعت  ، تو پناه  مانده راهی

تو حَکَم   ، تو صداقت   ،  تو که سرشار   گواهی

تو بیا  و از چاهم برون آر   ای گواه

ای سر  ، ای نور  ، ای عشق  ،  ای یار  

تو مرو بهر خرابات  ، تو مشین اندر کنارات

تو همان  بی نهایت   ، تو همین لحظه اینک   ، تو ز دیروز به اینجا قدمی برداشته

تو بمان که جون شما پاک نباشد

قفسی ساخته ای از بی خیالی  ، چشم بر هم نهادی  ، سوز بی مروت ....

راه و تصمیم  ، راه بیداری  ، راه تو راه خداست