x تبلیغات
سرزمین مادری

خنجل

 خنجل که شود سارا همین است

آلوده خسک غیر کنی یار همین است

آتش زدم همه شعرم بهر عشقی به اکراه

منظومه خسرو شیرین که نه خنجل و اکبر

کاغذ و قلم خنده زند وقت نوشتن

جای خدیجه و اکبر،  سارا و سیاوش بگوید! 

تات

 ای رفته برون از دایره ایمان کجایی

به هیچ نگاهی به حال من بی تو کجایی

نه فقط یک مهر و امضا باشد سبب مهر

تا بعد امضا شوی دلبر دشمن کجایی

آخر چگونه بعد آن همه سال حرف و کلامها

می‌تونی فراموش کنی آن همه احساس کجایی

من بعد تو، دگر نیست دور، ذره امیدی

تا قدمی از قدم بردارم و این حال کجایی

هر کس که به جهد زد زخم به دل بیمار

تا یوم حشر نگذرم از کین کجایی

دل مگر این گونه سهل است و بی‌ارزش

تا برگیری و روز دگر تقدیم خصمم بکنی کجایی

بر حذر باش ز آهی که جهانی بسوزاند

ا، د، ب،د و نا بی ادبی‌ها کجایی

لعنت به تو تات و توت و هر که تو را خواند

به نیرنگ برباید دل یارم به ترفند کجایی

خوش دل به ابد ماند در این وصل و جدایی

تا گور نهد هم تو و  احساس به تو را کجایی

ارزان

 ارزان‌تر از هر کس     ارزان‌تر از هر عشق

ارزان‌تر از همه      ارزان‌تر از هر آنچه می‌دانستیم

به قیمت همه وجود من     به قیمت دار و ندار من

به قیمت تار و پود من      به قیمت آوارگی من

به قیمت همه اعتبارم

عجب مبادله‌ای کردی!  جان من

7

 

از درخت تلخ ،

 

 
از درخت تلخ ،
صفحه قبل 1 صفحه بعد