ای رفته برون از دایره ایمان کجایی

به هیچ نگاهی به حال من بی تو کجایی

نه فقط یک مهر و امضا باشد سبب مهر

تا بعد امضا شوی دلبر دشمن کجایی

آخر چگونه بعد آن همه سال حرف و کلامها

می‌تونی فراموش کنی آن همه احساس کجایی

من بعد تو، دگر نیست دور، ذره امیدی

تا قدمی از قدم بردارم و این حال کجایی

هر کس که به جهد زد زخم به دل بیمار

تا یوم حشر نگذرم از کین کجایی

دل مگر این گونه سهل است و بی‌ارزش

تا برگیری و روز دگر تقدیم خصمم بکنی کجایی

بر حذر باش ز آهی که جهانی بسوزاند

ا، د، ب،د و نا بی ادبی‌ها کجایی

لعنت به تو تات و توت و هر که تو را خواند

به نیرنگ برباید دل یارم به ترفند کجایی

خوش دل به ابد ماند در این وصل و جدایی

تا گور نهد هم تو و  احساس به تو را کجایی