عید رمضان
انتهای صیام ، سرآغاز رجعتی دوباره ،
وقت از نو شدن مهربانی
وقت قیام ، کاردهای به استخوان رسیده
اسارت دوباره نسرین ، اشک های فرزندان نگران مادر ،
التهاب خصم و موعد معجزه الهی
زمانه عجیبی ست ، حکمتی دو چندان ،
به امید رویش دوباره علفزار
آواز چکاوک
استمداد سرنگونی خصم
و بحر رحمت الهی دستهای پیچیده در آسمان،
فردای فطر و استجابت،
رهایی انسان زجر کشیده در بند . آمین..

سرزمین مادری مهد آن یار دلجویی ست که قرن ها قبل از آمدنم گمشده راهم بوده و خواهیم سپرد جان در جوار شیرینش.
چه مقدار خون در عدم خورده باشم
که بر خاکم آیی و من مرده باشم