خیزش
به هر ندای حق جویی به هر نصیح ناصح، به هر نهی از منکر
حکم خاموشی دهند. بی دادگاه است گویا
ای قضات و بانیان مرگ ها ، دار ها
ای به نام حق بر ستیز حق قسم خورده
عاشوراییان ، مردمان سرزمین ، اقوام برادر و فرزند و نواده ، اهل آریایی
وقت ایستادن و برچیدن بساط ظلم است
وقت ترس دشمن از توست
چهچهه پرستوی حقیقت ، گوییا از جهان واپسین ، از عالم بالا نزدمان بود
بپا خیزید یکایک همچو دانه های این باغ
درس عبور سخت باغ
این زمستان
سرزمین مادری مهد آن یار دلجویی ست که قرن ها قبل از آمدنم گمشده راهم بوده و خواهیم سپرد جان در جوار شیرینش.
چه مقدار خون در عدم خورده باشم
که بر خاکم آیی و من مرده باشم